شب تاسوعاست امشبسفر، استفاده از فرصت هاست فرصتِ بدرقه ی خورشید هنگام غروب کویر یا دیدن آب جاری در جوی که می دَوَد تا با رساندن خود به زمین تشنه، بوته ای را سیراب کند.سفر دیدن برای کشف کردن و لذت بردن و عبرت گرفتن استسفر ابن الوقت بودن و تفکر و سود سرشار بردن از چشم انداز صحرا و دقت در دیدن رویش بوته هاستسفر،سلام و لبخند و تجدید دیدار و سر کردن با دوستان استسلام یعنی دیدنِ عظمت خدا در طلوع و غروب خورشید و رقص ستارگان بی شمارسفر سلام و لبخند و گره زدن قلوب و شستشوی دل از قهر و کینه هاستو سفرِ محرم یعنی تمرین خلوص و یا همراه بودن با مخلصین و گوش دادن به وعظ و پندِ واعظان و کوله بار را پر کردن از سخنان شایستهاما...من مانده ام چگونه مسافری هستم؟زمان با شتاب ما را به میعادگاه عاشورا نزدیک می کندشب تاسوعا متعلق به قمر بنی هاشم (ع) است شب پر حزن و اندوه که جایگاه و منزلت خاص خود را دارد در چنین شبی نو خوانان و مرثیه سرایان فریاد یا ابوفاضل سر می دهند و از عزادران اشک می گیرندابوالفضل یعنی جوانمردنخستین کسی که حضرت را جوانمرد نامید یکی از دشمنانش بود آنهم در میدان جنگ وقتی چنان ضربه ای بر حریف قَدَر خود فرود آورد که شمشیر از دست دشمنش به روی زمین افتاد اما حضرت نه تنها بر او نتاخت بلکه اسبش را دور کرد تا دشمنِ خلع سلاح شده اش با آرامش از اسبش پیاده شود و شمشیرش را بر دارد و به نبردش ادامه دهد دشمنان حضرت در آنسوی اردوگاه لشکرِ پسر سعد وقتی چنین رفتاری را مشاهده کردند فریاد جوانمرد ابوفاضل سر دادند البته برای امام حسین(ع) نیز اتفاق مشابهی رخ داد که حضرت شمشیر دشمنش را به دستش داد افسوس که اهل بیت(ع) چنین بودند و دشمنان شان چنان کردندامشب هیئت ابوالفضلی میهمان هیئت حسینی بود خوشبختانه ب
برچسب:
نویسنده: کیان عباسیان
تاريخ: دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 21:42